خرید بک لینک

اگرروزی.....

محبت کردیم بی منت.. ...

لذت بردین بیگناه....

بخشیدیم بدون شرط ......

ان روز واقعازندگی کرده ایم ...

برچسب: یک روز زندگی در روستا,یک روز زندگی پروفسور سمیعی,یک روز زندگی,یک روز زندگی ایرانیان,یک روز زندگی مت اندرسون,یک روز زندگی در ایران باستان,یک روز زندگی من,یک روز از زندگی ایرانیان,یک روز از زندگی ایوان دنیسویچ الکساندر سولژنیتسین, نویسنده: آناهیتا رحمانی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 15:16

اینقدترسوندنت و ترسیدی ک حتی تو خوابتم نمیخای ببینیم .... ولی من فقط تو خوابم و تورویا ........

برچسب: ترس و عشق,رمان ترس وعشق, نویسنده: آناهیتا رحمانی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 15:16

ولنتاین !!! باتو بهترین شب و روز را بی ولنتاین و داشتم ولنتاینم بهترین شب بود و بهترین خاطره زندگی باتو.. ... امروز ولنتاین بی تو یعنی جهنم یعنی بی نفس مثله یک جنازه بی تو یعنی مرگ باتو بودن یک عشق زیبا بود و الان نبودت یک حسرت کشنده همین و همین ولنتاین رابرایم تبریک ن تسلیت بگو

برچسب: ولنتاین چه روزیه,ولنتاین ایرانی,ولنتاین خونین من,ولنتاین چیست,ولنتاین ویکی پدیا,ولنتاین 92,ولنتاین 93,ولنتاین چه روزی است,ولنتاین کیه؟,ولنتاین اس ام اس, نویسنده: آناهیتا رحمانی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 15:15

الان فقط یک چیز برام مونده اینکه ثابت کنم که من بی گناهم ..

جرم و گناهم عشقت بود .....

که خودت متهمم کردی بی قاضی بی شاکی و بی متهم ...خودت بودی و خودت ..

ولی من نمردم هنوز هستم وباید بشنوی حرفام و همین وبس

برچسب: چرا رفتی چرا من بیقرارم یوتیوب,چرا رفتی چرا من بیقرارم دانلود,چرا رفتی چرا من بیقرارم سیمین بهبهانی,چرا رفتی چرا من بیقرارم همایون شجریان,چرا رفتی چرا من بیقرارم به سر سودای آغوش تو دارم,چرا رفتی چرا من بیقرارم شاعر,چرا رفتی چرا من بیقرارم از همایون شجریان,چرا رفتی چرا من بیقرارم همایون شجریان دانلود,چرا رفتی چرا من بیقرارم متن,چرا رفتی چرا من بیقرارم به سر سودای, نویسنده: آناهیتا رحمانی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 15:14

عاشقی یعنی.... برا این چند نقطه چیا میشه نوشت ؟ اینکه عاشقی عاشق بودن !! یعنی باهم بودن و دوست داشتن ؟؟ عاشقی... عاشقی.... عاشقی... ......... ........... ولی من باین رسیدم که : عاشقی چاره نداره جز بی نفس بودن. عاشقی یعنی تنهایی. حسرت عاشقی یعنی تنهایی عاشقی یعنی تنهاماندن و تنها یی و بینفس ماندن راتحمل نکردن.. .یعنی مرگ خاموش ....تنهایی یعنی این عاشقی یعنی ...

برچسب: عاشقی یعنی,عاشقی یعنی همین,عاشقی یعنی چی,عاشقی یعنی اسیر دل شدن,عاشقی یعنی چه,عاشقی یعنی دچار,عاشقی یعنی اهل موندن باش,عاشقی یعنی خریت,عاشقی یعنی کشک,عاشقی یعنی این رضا شیری, نویسنده: آناهیتا رحمانی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 15:14

اهنگ مهرشاد حاجی لو:

دوهزارچشم غمگین به دوچشم واله گشته

ب جهان جان رسیدم غزلم ترانه گشته

توروان به خواب شهری من ازاین خیال ترسات

مگریزازخیالم مگریز،رومگردان

حتماگوش کن!!!!

برچسب: نویسنده: آناهیتا رحمانی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 15:14

اه ای خدایه من و پروردگارجهانیان : عشق این بوده ؟؟ البته میدانم عشق فقط درقاموس وشان تو سزوارست و بس . میدانم ک عشق در ذات توست .چرا که فقط تویی ک معشوق ابدی هستی و رفتارعاشقانه ت بی منت و دایمی ست. پروردگارا ای مهربان، عشق زمینی را که بندگانت گرفتارش میشنوند ازچیست ؟کدام ضعف باعث میشود عشقی پاک چون تورا نادیده بگیرند و گرفتار بندگانت میشوند که معشوقی چون تو زلا ل و مقدس را نبینند،واقعا علت کجاست؟ عشقهایی که میدانندوصالی ندارد و منجر به هوا وهوس میشود و بعدازسختیهاو اضطراب و اه ونالهابه جدایی ختم میشود، هرچندبه عذاب و سرخوردگی و افسردگی میرسند باز عاشق میشوند وباز ..... ازضعف ایمان یاهوس کدوام ؟ خدایی عاشق تر ازتورا نمیبتیم وتو باز میبینیمان و باز دلسوزمان هستی عاشق واقعی توهستی چرا که وصلمان بسویه توست . خدایایه عاشق عشقهارا خودت دریاب تافقط به تو ختم شود .... ودلهایه عاشق را خود رهنمون باش...چون نه چشم دارند ن گوش و نه دل ....عشق بددردیست که ......... خودت دریاب فقط تو .....

برچسب: نویسنده: آناهیتا رحمانی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 15:14

عشقی پاک ولی نافرجام.... بله روزی بود و روزگاری : زیره این چرخ گردون دونفر بخاست خدا بافاصله یکدهه ازهم خلق شده بودن دور ازهم و بیخبر باتقدیرو زندگی جداوبی خبرازهم ولی دریک شهر . این دو باتینت یکرنگ وباقلبی پاک باسرنوشت در حال دست و پازدن بودند...یکی شکست خورده وناکام درجهنمی دور ازعشق ودرفراق یار بادلی غمگین واشکبار فقط نفس میکشید در همان اول جوانیش باکوه غم تنهاماندو درفراق یار منتظر تمام شدن روزگارش ..و دیگری با یکدهه فاصله درخانواده ساده و پدرسالارولی مستقل تربیت شده واکنون بدنبال عشق میگشت ...عشق جوانی و زودگدر وبقول خودش خنده دار...چندباری پیدا کرد ولی برایه انهاهم زودگذربود و گذشتن و حال ک به بلوخ فکری رسیده بدنبال عشق واقعی مبگردد...سرنوشت بایک برنامه و اشتباه کینه یکی از خارج سرنوشت باعث پیدا شدن نیمه گمشده این دوشد ..هرکدام دربک گوشه شهر شاکی ازسرنوشتشان محکوبزندگی بودند ...ک همدیگررا باتک شبانه و اس مس مراحل بعد یافتند.. هرد زندگی حودراداشتند ولی دل مرده پژمرده و طلبکارازخدا ک چرا ...... بله این دو یافتند همدیگررا باسختیه فراوان بهم رسیدن ولی موانع و شرایط بسیار سختی را بخاط

برچسب: نویسنده: آناهیتا رحمانی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 15:13

بردی ازیادم ...دادی بربادم ........

چه شد انهمه ... شیدایی.. .....

برچسب: رفتی و از رفتن تو,رفتی به درک,رفتی علی زند وکیلی,رفتی و رفتن تو,رفتی و آدمکارو جا گذاشتی,رفتی و نمیشوی فراموش,رفتی و اشک غم,رفتی و,رفتی به سلامت,رفتی و ندیدی, نویسنده: آناهیتا رحمانی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 15:13

برچسب: نویسنده: آناهیتا رحمانی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 15:13

چرا؟ چرا وبلاگتو پاک کردی ؟؟ دیدی خودت هم خاستی که من بمیرم !! تنهاراه نفسم بود.. میدونی دیگه هیچی نمیتونم بخورم !حتی اب.. مدونی ن نمیدونی دکترا گفتن اسپاسم عصبیه..بخاطره چی و کی ؟ برا هیچ دارم میمیرم ..کاش میدیدم که چه حالیم .. بی انصاف!!!!!!!! من همونم که خندهامو دوست داشتی همون خندهاو لبام کبود و ساکت شدن ..... من از عشقی که داشتم و دارم پشیمون نیستم امیدوارم که اشتباه نکرده باشم تا پایه جونم بپاش موندم ،بپایه عشقم اگرم بمیرم خوشحالم براخودم ازاین حس پاکم .... هرچی کشیدم ،هربلایی سرم امد هرچی ..... تانفسی هست دوستت دارم ...هرچند متنفرباشی

برچسب: بی انصاف,بی انصاف باران,بی انصافی,بی انصاف مجید یحیایی,بی انصاف درک کن,بي انصافي,بی انصافی در عشق,بی انصافی نکن تغییر کردی,بی انصاف بابک رحمانی,بی انصاف سروش, نویسنده: آناهیتا رحمانی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 15:12

میدونی چی یادم میافته همش!!! اونهمه غیرتی که فک میکردم ومیدیدیم که برام داری...وقتی گفتی بهم که ه...چقد بی غیرتم که تو رو تنهاراهی حرم اقا میکنم ،خیلی م ناراحت بودی ویکم خوراکی و اب گرفتی برام و گفتی اول نرو .....گفتم چاره ی نیست باید برم و ...... اونشب جهنم واقعی بود برام .براتو چی؟ من چرااینقد رو تو حساب میکردم بااینکه میدونستم نمیتونی حتی خیلی بخای !!!! کاش دیگه برنمیگشتم الان تو راحت بودی درعوض ..من هم دیگه این شکنحهارو نداشتم ...کاش همون اول ک نشده بود وقتی رفتم دیگه میرفتم ..بخاطره تو .... حداقل الات اتیش حرفات بدلم زخم نمیزد ک این همونه !!!!!!! میدونم میای وب و هرروز میخوتی .. دلم نمیخاد ناراحت بشی ازم حتی وقتی خودم پراز ناراحتیم .... کاش قبل رفتن یبار میشد ببینمت...فکرشم نمیکنی چه حالیم وچه میگذره بهم .دوماه دیگه شده یسال..تولدت سالگرد ...چی میشم یعنی من هستم تااون روز ک عزامیشه برام ؟؟ ن خداجون نمیخام باشم دلمو عشقمو گرفتی نفسم بود بی نفس شدم ..نفس تنمم بگیر خلاص

برچسب: میدونی دل اسیره,میدونی قلبم آروم نداره,میدونی هلاکتم مژده,میدونی حالم این روزا,میدونی چرا,میدونی چرا کلیپ,میدونی هلاکتم امید,میدونی که میرمو,میدونی عاشقتم تا قیامت,میدونی چقدر دوست دارم, نویسنده: آناهیتا رحمانی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 15:12

به همه چی فک میکنم .. هرلحظه... اره مقصر منم ..نباید من ..نباید وقتی خ کردم امدی دنبالم نباید من!! وقتی اولینبار گرمیه دستتو حس کردم نباید من!! وقتی گفتی نفسم نباید من !! یاده اون املت ساده و عاشقونه تو ......میوفتم ..میگم حق داره ..اونهمه عشق و نباید من بهت میدادم .نباید من میزاشتم عاشقم باشی... ولی من ازتنهایی متنفرم ،گفتی از تنهایت تنهات نزاشتم باهمه وجودم...بااینکه ازاول میدونستم نبایدمن... عشق ابدی ببخش و برو خوشبخت باش...نباید من!!! عشق ابدی !!!!!!!

برچسب: نویسنده: آناهیتا رحمانی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 15:12

نمیشود که درکوچهایه اردیبهشت .....تنها...قدم زد ...

خودت را برسان .......

برچسب: klfa 98 hits,klfa stadium,klfa melawati,klfa taman melawati,klfa football center,klfa futsal court,klfa office,klfa booking,klfa desa melawati,klfa league, نویسنده: آناهیتا رحمانی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 15:12

عشق فقط برایه خدا ارزش دارد ...عشق به انسانها جز حوس چیزی نیست پس بخود بیا ای انسان که عشق خداست جاودان و ابدیست..فقط کنار خداست که ارامش داریم ...عشق فقط عشق خدا.... میگویم کاش هیچوقت دنیایه مجازی نبود ومنهم نمیشناختمش.... وازهمه عزیزان ک یه روز به این وب میان میخام که بشنون ازکسی که تجربه تلخ عشق اشتباه رو داره ومیگه که جز خدا هیچ کس و انسانی لایق عشق نیس ..شاید معنیه عشق را اشتباه درک کرده ایم . باخواندن مطالب من که تمام حالات عشق و شکست و حسرت را بیانگر است خود خوب درک کنید عشق جز حسرت و درد چیزی نیست. ماانسانها هدف خلقت خودرا اشتباه فهمیده ام. فقط خدا فقط خدا ... خدانگهدار یاحق

برچسب: نویسنده: آناهیتا رحمانی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 15:12

هرچه برسرم امد از دلم بود.. یکبارمیشکستم اکنون تمام وجودم نمیشکست.

اغاز و پایان هر چیز تو هستی خدایا ....

برچسب: اغازلك غصبا عنك كاظم الساهر,اغازلك غصبا عنك كلمات,اغازلك غصبا عنك ذا فويس,آغازیان,آغاز محرم,اغاز المپیک ریو,اغاز فصل دوم شهرزاد,اغازلك كاظم الساهر كلمات, نویسنده: آناهیتا رحمانی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 15:11

روزگار

روزگار هرگز وفق مراد نمیشود....چرا نمیدانم.

اگر میشد شاید انوقت اسم دنیا این نبودو نامش بهشت میشد وانوقت ن دلی بود و ن عشقی ،چرا که هرکس هرانچه ارزو داشت براورده میشدپس:

ای انسان افرینش تو در فی کبد خلق شده و تلاشت برایه اسایش و ارامش بی فایدست ...

رقم خورده هرانچه که بر پیشانیت نوشته شده و راه فراری هم نداری

برچسب: روزگار جوانی,روزگار,روزگار قریب,روزگار تلخ,روزگار شاهزاده,روزگاران,روزگار قريب,روزگار غریبیست,روزگار شاهزاده دوبله فارسی,روزگاری عشق و خیانت, نویسنده: آناهیتا رحمانی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 15:11

فقط دیگه حتی فکرمم نکن ...

باحرفاو .....

نه تلفنی نه امدنی ...هیچکس دیگر کاری نه باتو ونه بامن نداره....

طلبکارنباش...خداجایه حق محکم نشسته ..

بالاخره میبنمت و ..

والله زونتقام ..

برچسب: نویسنده: آناهیتا رحمانی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 15:11

تولدی دیگر:

تولدی دیگر بدون دغ دغه وپراز ارامش برایت ارزو دارم .امید دارم امسال و سالهایه عمرت را باخدا و نگاه لطفش سپری کنی

تولدت مبارک

برچسب: تولدی دیگر,تولدی دیگر فروغ,تولدی دیگر شجاع الدین شفا,تولدی دیگر سریال,تولدی دیگر pdf,تولدی دیگر قسمت 16,تولدی دیگر در 60 سالگی,تولدی دیگر شفا,تولدی دیگر از فروغ,تولدی دیگر فروغ فرخزاد pdf, نویسنده: آناهیتا رحمانی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 15:10

خدایا همچنان عاشقت هستم ....تو پاگرفتی و تنی رنجور و دلی پراز غم ،من دلی امیدوارازعشقت را نشانت دادم....تو گرفتی ازمن همه داشتهایم را یکی یکی...ولی من همچنان دارمت ...عاشقت هستم واستوار ..

ابلیس ملعون را دور کن خدایایه مهربان از همه مخلوقاتت حتی ازمن ک

برچسب: حال و روز این روزهای الهام چرخنده,حال و روز این روزهای من,حال و روز این روزهای مریم قاسمی,حال و روز این روزهایم,حال و روز این روزهای خانواده پاشایی,حال و روز این روزهای مرتضی پاشایی, نویسنده: آناهیتا رحمانی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 15:10

روزهاهمچنان میگذرند ... امشب از12تا فردا صبح ،صبحم درگذرست تاوقتی شب فرامیرسد. چرخ گردون چه تو یامن باشیم یانه همچنان میچرخد.الان یکسال ویک ماه ازاین سکوت گذشته ولی ایا تو ومن ازاین یک سال و یا 4سال قبلش گذشته ایم ؟؟ خبر خوش اینکه حال هوایت هرچند اشتباه و گناه زمینگیرم کرده و مونس شب وروزم ویلچر شده که برایه انهم دو دست میخاهد که تکانش دهد . اما تو... ماشین نو و دل نو فکرنو و اونهایی ک اخرین بارگفتی میخاهم برا ی خودم باشم و هستی .معلوم بود،ولی ایا واقعا گذشتی ازخودت ؟؟ وجدانت ارام و پراز اسایش هست که مرا به چه روزی انداختی و رفتی؟ شهره عامم کردی و رفتی ...رفتنت راباید میرفتی،قفسی ازفولاد ساختی بهره تنم و رفتی که رفتی ....من ...با چند .....با....با......گفتهایت را فراموش نخاهم کرد.این دردهارا بجان خریدم و تاوان اشتباهم شاید بوده ،ولی عشق پاک و صداقتم را زیرخروارها اوار خاک کردنت را نخاهم گذشت هرگز هرگز....سرخاکم بیا شاید نالهایم رابشنوی چون فقط تویی که میدانی این اه و سوزو گداز ازچیست وبرکیست!!!!

برچسب: روزها میگذرد,روزها میگذرد شعر,این روزها میگذرد اما,روزها مي گذرد,این روزها میگذرد,این روزها میگذرد ولی من,شعر این روزها میگذرد,این روزها میگذرد ولی, نویسنده: آناهیتا رحمانی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 15:10

خدایا رازها در دل دارم که فقط چون خدایی تو میدانی خدایه من دردی که هرگز وباهیچ مرحمی التیام نخاهد یافت.تو خود شاهد بودی که من نخاستم ،خاست و خاست ..... وحالا شد این حال روزگارم تو خود شاهد بودی هرچند در جهنم ولی روزگارم را سپری میکردم ،اخر چه شد ؟چرا ؟چرا این حال و احوال برسرم امد!! پروردگارا چرا من؟؟؟چرا از هدایتت خالیم کردی و رها از راهت ؟ تو خودمیدانی چون خالقم هستی که من بشر یک موجود حواسپرت ،شیطان غالبم شد و عشقی جز تو را یافتم ن البته که اومرایافت...نمیدانم او یامن!!ولی اخرش این شد که فقط خودت شاهدش هستی.. ولی خودم واورا به تو میسپارم از دست شیطان لعین و رجیم .خدایا انی بخودمان وامگذار.... لحظه ای نیس که ان روزها یاان اشتباهات را مرور نکنم ایااوهم همینطور است ؟؟؟!!!! زندگی و ایمان و دل ازدست رفته ام راچه کنم!! ببخش و بیامرز هردویمان را

برچسب: نویسنده: آناهیتا رحمانی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 15:09

توراحت باش گفتم که من مقصرم ،اری اول تو امدی ،خاستم بارها خدافظی کنم گفتی نرو ..خاستی تو برگردی من گفتم مرو ...اکنون برایه هر لحظه ام میگوبم خدایا ببخش مرا...ولی بازگفتی بمان...باز گفتی باش تنهاوغریبم ...توگفتی و من ،،من گفتم و تو.. هردو مقصریم هردو.شاید من بیشتر چون این روزهارامیدیدم. میدانم هنوزهم مخاطب خاصم هستی. ولی مراببخش ...گفتم که من نبایدهاداشتم و تو بایدها....این راه خداوشرعش بود ومن نافرمانی کردم ... ولی تو ....چه کردی برمن که بعد رفتنت بدترین روزهارابرایم رقم زدی..ولی من ازادت کردم رها از هرتقصیر واری از گناه ...ببین من کجا وتو کجا.. من لیاقت او وتورا نداشتم !!واقعا،؟؟؟ تو و او چه ؟؟کدام یک ازشما لایق من بودید؟ حرفهایت زیر خروارهاخاک هم اتشی خاموش نشدنی بردلم افروخته که تاقیامت شعله ور خاهد ماند...کاش فقط یک لحظه میگفتی چرا ؟ چرایش برایم ابی بر اتش بودو خاهد بود...

برچسب: نویسنده: آناهیتا رحمانی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 15:09

اصلن میدونی چکارکردی بامن!! تو این بازی یکطرفه برنده شدی و من دوسره بازنده. توبانبودمن راحت و ازاد ،اینقد ازاد که بدنبال مدیریت جدید و ماشین و خونه و خانواده هستی ،من هرروز درحصار قفس اسیرتر که قفس م هرروز تنگترو تنگر میشود ،من مانده ام بادلی پرخون و فکرو خیالی پرازعشق ،وتو همه اون عشق و روزها را کامل بدست فراموشی سپردی ...فراموشی حقت هست درست ولی موقع رفتن چرا قفسی از فولاد را برایم ساختی ؟؟باحرفایت که بعدازاینهمه وقت بازهم هنوزهم میگویی ...من واقعا همانی بودم که باو فروختی !!ازترس !ازعشق !یاخیانت؟؟کدام ؟؟عشق پاک وجان وتن و رنجوری که بپایت ریختم را اینطور جواب دادی!!انوقت اسمت راعاشق یامرد مینامی ؟؟واقعا؟؟ من شب وروز در قفسی ک بخاطرازادیه تو دران هستم درحال مرگ وتو درحال رشد بسویه زندگی هنوزهم ارزویه خوشبختی میکنم برایت بااینکه حتی قادر براه رفتن و حرکت نیستم و حتی درقفس گور هم ارزویه خوشی برایت میکنم. خوب وخوش وخرم باشی همیشه هرجا ،باهرکس!!! بگذار بنویسم تاحداقل دلم وفکرم را ازقفس بیرون ببرم بگذار بجایه تنم روحم سفر کند بلکه روح درخواب تورا حس کند ،تا حسش کنی !!اری بگذار فکرم پرواز ک

برچسب: نویسنده: آناهیتا رحمانی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 15:08

تولدت یادته ..

کیک و ....گفتی هیچوقت تولد نگرفتن برام !

سال بعدش کیک قلب شیشه ای گرفته بودم و..و ..

توهم کیک از رامین !!

هیچ لحظه ای یادم نمیره

تولدت امسال م یادم نرفته ونمیره همیشه بیادتولدت هستم

قاتل جونم یاعشق !!!کی بودی که وارد دنیام شدی !!!؟؟

برچسب: تولدت مبارک,تولدت مبارک عزیزم,تولدت مبارک اندی,تولدت مبارک عشقم,تولدت مبارک متن,تولدت مبارك خواهرم,تولدت مبارک دوست خوبم,تولدت مبارک مادر,تولدت مبارک همسرم,تولدت مبارک دخترم, نویسنده: آناهیتا رحمانی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 15:08

اره خاستم بگم طبق معمول و همیشه من مقصرم ...مقصرم بابت هرچی سرم امده هرچی میاد و خاهدامد، اره توهم برو البته رفتی وبارفتنت صفحه هایی برام رقم زدی تو کتاب زندگیم که ن پاک میشه ن درست . اره عزیزم مقصرمنم من قلبی شکسته و داغون ،روحی درقفس و ولی سرگردون ،عشقی شکست خورده و مجنون ....لیلی بی مجنون تن رنجور و ملول از دنیا وتنهایی و جسم بیمار ومعلول .... خدایا دیگه طاقتم تموم شده خلاصم کن ازاینهمه درد ..خدایا مگه تو خدانیستی مگه نگفتی ازمادر نزدیکتری به بندهات نکته من بنده ت حساب نمیشم !!من بی مادر جز تو کسیو ندارم دیگه .تو که خودت میدونی تودیگه چرا !!!خدایاااااااااااااااااااااااااااا

برچسب: نویسنده: آناهیتا رحمانی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 15:07

خدایا

خدایا چشم به عنایت وهدایت تو دارم ..خدایا ناامیدازدرگاهت مران

دستان خالی و چشمان غمبارواشک الودم راببین رحم کن یاالرحم الراحمین

برچسب: خدایا کمکم کن,خدایا دلم گرفته,خدایا شکرت,خدایا خسته ام,خدایا دوستت دارم,خدایا کجایی,خدایا چرا من,خدایا منو ببخش,خدایا خسته شدم,خدایا چیکار کنم, نویسنده: آناهیتا رحمانی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 15:06

صفحه بندی